تبليغاتX
یا حق

جمله اي در هنر نوازندگي وجود دارد که مي گويد: بهترین ساز آن سازي است که نوازنده احساس کند این ساز در آغوش و دستان او به راحتي قرار گرفته و صدایی طبیعی و مطبوع نسبت به ذائقه فرهنگی او به وجود مي آورد.
و الحق که با نگاهي در بین سازها در خواهیم یافت که تار يک چنین سازی است.
نغمه هایی بسیار روح انگیز دارد و وقتی در آغوش نوازنده اش قرار می گیرد گویی که این چوب و پوست از روح نوازنده خود جان می گیرند و زنده می شوند.
تار یکی از قدیمی ترین سازهای ایرانی است که به آن وتر نیز گفته می شود.
اگر چه ما هنوز اطلاعات درستی از تاریخ دقیق پیدایش و ساخت آن نداریم ولی از قرار معلوم ان به زمان ابو نصر فارابی بر مي گردد.
موسیقی دانان قدیم و بزرگی چون صفی الدین ارموی،خواجه بها الدین و ابوالفرج اصفهانی و تنی چنداز شاعران و نویسندگان دوران گذشته درباره تقسیم فواصل پرده های که هم خوان و موافق پرده های تار نیز می باشد مطالبی گفته، شعری سروده و یاد کرده اند.
به عنوان مثال بابا طاهر همدانی شاعر شوریده و عارف ایران که در نیمه قرن پنجم هجری مي زيست در سروده ای از خود چنین این ساز را یاد مي کند:
دلی دیدوم چو مرغ پا شکسته، چو کشتی، بر لب دریا نشسته
همه گویند طاهر، تار بنواز صدا چون مي دهد تار شکسته
شکل ظاهری کاسه تار شبیه دل است و شاید به خاطر همین است که تار را ساز اهل دل و حال و تسکین دهنده روان آدمي لقب داده اند زیرا تار دارای صدای لطیف و دلربا است که بسیاری از متفکرین، عارفان، فیلسوفان، وارستگان و صوفیان پاک دل به آن عشق مي ورزند.
تار صدایی گرفته، محزون و کاملا شرقی دارد و از جنبه داشتن رزونانس، قدرت صدایی بالا و اجرای دستگاه ها و آوازهاي موسيقي سنتی ایران برترین و کاملترین ساز ایرانی محسوب مي شود.
تار از يک کاسه که روی آن پوست کشيده درست گردیده که همین کاسه نیز به دو قسمت بزرگ و کوچک تقسیم شده که قسمت بزرگ را شکم و کوچک را نقاره مي نامند.
دسته تار معمولا 45 تا 50 سانتی متر است که بر کناره های جلوی آن دو روکش استخوانی کار گذاشته شده است در انتهای دسته تار جعبه ای تعبیه شده که ب ه جعبه گوشی معروف است، که از هر طرف آن سه گوشي بر سطوح جانبی این جعبه قرار داده شده که سیم های تار را به دور آنها مي پیچند.
تعداد سیم های تار شش عدد است که از آخر کاسه یا شکم شروع شده و از روی خرک که به منظور بالا نگاه داشتن سیم ها بر روی پوست قرار گرفته مي گذرد.
اين شش سیم در تمام طول دسته کشیده شده و به داخل جعبه گوشي ها رفته و به دور آنها پيچيده شده است.
سیمهای ششگانه عبارتند از:
دو سیم سفید( پائین) که همصدا کوک می شوند.
دو سیم زرد( همصدا)
یک سیم سفید نازک به نام زیر
و یک سیم زرد(بم)
که دو تای آخری غالبا به فاصله اکتاو کوک می شوند.
فاصله سیم های هم صوت سفید، نسبت به سیم های زرد غالبا چهارم و سیم های سفید نسبت به سیم بم معمولا فاصله اکتاو یا هفتم را تشکیل می دهند.
تار با مضرابی کوچک از جنس برنج به طول تقریبی سه سانتی متر نواخته می شود. در قسمتی از نصف طول مضراب، برای آنکه در دستهای نوازنده راحت قرار گیرد با موم پوشیده شده است.
در گذشته سازندگان تار در گوشه و کنار کشور بسيار بودند که نامی از ایشان به جای نمانده و تنها تنی چند از ایشان مثل استاد خاجیک، هامبارسون، فرج الله، آقا قلی، یحیی، برادران صنعت و استاد حاجی و پسرش رمضان شاهرخ شناخته شده اند.
کسانی که به بقای اين ساز و تکامل ان کمک کردند و عمر خود را بر سر این کار نهادند.

منبع: سازشناسی از سری برنامه های نیستان

سازشناسی پرویز منصوری
گردآوري:گلنار محمدي فر

+ نوشته شده توسط محمد در پنجشنبه هجدهم خرداد 1385 و ساعت 12:44 |

برف سنگینی نشست      

                                          درختی زیباشد     

                                                                           درختی شکست

 


اين پرسش بسياري از نو هنرآموزان است که چگونه مي توان گوشه ها را از همديگر باز شناخت ؟
اصولا مي توان گوشه را به سه دسته تقسيم کرد :
1- گوشه هاي اصلي
: که بر يک نت ويژه تاکيد مي کنند .
از آنجا که گام هر دستگاهي طبيعتا از هفت نت تشکيل مي شود هر دستگاهي مي تواند داراي هفت گوشه اصلي نيز باشد که هميشه اولين گوشه را که تاکيد بر اولين نت گام ميکند را " درآمد " مي نامند و گوشه هاي ديگر را گذشتگان بر اساسي که علت بسياري از آنها متاسفانه امروزه بر ما نامعلوم است نامگذاري کرده اند . براي مثال نت دوم گام ماهور گوشه " داد " ناميده شده است .
ولي البته جاي بعضي گوشه ها نيز مانند جدول تناوبي مندليف که نخست بسياري از خانه هاي آن خالي بود و سپس کشف شد اکنون خالي است براي نمونه استاد وزيري براي نت دوم گام چهارگاه گوشه اي اختراع کرده اند ( نقل قول و اجرا از آقاي کيوان ساکت در برنامه نيستان راديو فرهنگ )
وبژگي گوشه هاي اصلي اين است که خود داراي گوشه هاي فرعي مي باشند مثلا :
گوشه چکاوک در همايون شامل ني داوود، گوشه حجار در ابو عطا شامل چهار پاره
2- گوشه هاي مرکب نوازي :
از اين گوشه ها براي تغيير دستگاه استفاده ميشود ، مانند :
گوشه دلکش در ماهور براي رفتن به شور
گوشه شکسته در ماهور و بيات ترک براي رفتن به افشاري
گوشه راک در ماهور براي رفتن به بيات اصفهان
گوشه عشاق در اصفهان براي رفتن به شور
3- گوشه هاي ريتميک :
اين گوشه ها خود بر دو نوع هستند :
الف - گوشه هائي که داراي ساختار ملوديک و ريتم هستند و مي توان آنها را در غالب بسياري از دستگاهها و گوشه هاي اصلي ديگر اجرا کرد مانند گوشه هاي : کرشمه و چهار پاره و زنگوله و مثنوي و ساقي نامه و عراق و ...
ب – گوشه هائي که داراي ريتم هستند ولي فقط در يک دستگاه و گوشه خاص اجرا مي شوند ، مانند : رامکلي در ابوعطا ، ليلي مجنون و بختياري در همايون ، سوز و گداز در اصفهان ، شهابي و مهرباني در بيات ترک و ...
1- گوشه كرشمه :
بطور ساده اين گوشه داراي وزن شعري " مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلات " است
که مثلا اين اشعار را ميتوان براي آن در نظر گرفت :
کهن شود همه کس را به روزگار ارادت
مگر مرا که همان مهر اول است و زبادت

چو بشنوي سخن اهل دل مگو که خطاست
سخن شناس نئي دلبرا خطا اينجاست
که ميتوان آن را در همه دستگاه ها و همه گوشه ها اجرا کرد

نویسنده:سعید انصاری

+ نوشته شده توسط محمد در پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1385 و ساعت 11:1 |
جلال ذوالفنون در کاشان کنسرت می دهد
جلال ذوالفنون از 17 تا 24 خرداد ماه در کاشان کنسرت می دهد.

به گزارش خبرنگار موسیقی مهر ، این برنامه  در قالب یک تور "گل و گیاه"  برگزار می شود و هرشب برنامه های متفاوتی در روستای "کامو" در کاشان برگزار می شود.

گروه ذوالفنون در این کنسرت  قطعاتی در دستگاههای "بیات ترک"،"ابوعطا" و "شور" اجرا می کنند. همچنین جمع زیادی از هنرمندان سرشناس حوزه های مختلف هنری نیز در این تور یک هفته ای شرکت می کنند.

این نوازنده  سه تار همچنین به ترتیب در شهرهای بهشهر، اردبیل و تهر ان  در اردیبهشت ماه کنسرت می دهد

خبرگذاری مهر
+ نوشته شده توسط محمد در شنبه نوزدهم فروردین 1385 و ساعت 13:16 |

 

  1. محمد رضا شجريان و جمشيد عندليبی در جمع خانواده های ايرانی در کاليفرنيا
    سروش مردم عنوان کتابی است که در آن محمدرضا شجريان خواننده معروف موسيقی ايرانی در قالب يک مصاحبه مفصل به ارايه ديدگاهها و نيز انتقادهايش از سياست موسيقی در ايران پس از انقلاب می پردازد.

    اين کتاب که دو چاپ از آن در طول يک ماه روانه بازار شده پانزده فصل دارد و به کوشش عرفان قانعی فرد توسط انتشارات دادار منتشر شده است.

    شجريان که در طول سالهای پس از انقلاب همواره به انتقاد از سياستی پرداخته است که راديو و تلويزيون و سازمان های ديگر در زمينه موسيقی پيش گرفته اند، محدوديت های موسيقی در سال های اخير را محدود به موسيقی مبتذل نمی داند و عقيده دارد که در تمام زمينه ها موسيقی با محدوديت رو به رو بوده است.

    وی می گويد:« مثلاً يادم هست که هر 17 – 18 ماه يک مجوز به من می دادند. آيا موسيقی من، بد و مبتذل بود؟»؛ و تصريح می کند که به بهانه موسيقی مبتذل، هنر و موسيقی بطور کلی در ايران پس از انقلاب با محدويت رو به رو شده است: « توليد نوار با محدوديت رو به رو شد. از همه مهمتر و جدی تر آنکه برای آموزش، مانع های عجيب و غريب ايجاد شد، جلو کلاس های موسيقی را گرفتند، چندين سال دانشگاه در رشته موسيقی دانشجو نمی گرفت و اصلاً هنر تعطيل بود».


  2. روی جلد کتاب
  3. آموزش موسيقی در ايران از دوره رضاشاه شروع شد. ايجاد هنرستان های موسيقی در آن دوره باعث پيدايی هنرمندان بزرگی در زمينه خوانندگی و نوازندگی شد.

    بسياری از معاريف موسيقی ايران، پرورده اساتيد بزرگی چون روح الله خالقی در همين هنرستان ها بودند. راديو تلويزيون ايران نيز بعدها در ادامه همين سياست با حضور بزرگانی چون داوود پيرنيا بدل به بزرگترين پشتيبان موسيقی اصيل ايران شد چنانکه برنامه گلهای آن معروف است.

    شجريان که خود يکی از برجسته ترين پرورش يافتگان همان دوران است، در زمينه آموزش پس از انقلاب به خلايی بيست ساله اشاره می کند و می گويد اگر از حالا به بعد در مراکز استان ها، هنرستان های موسيقی داير شود، ده بيست سال طول می کشد تا آهنگساز، خواننده و نوازنده خوب داشته باشيم.

    وی درباره نوع موسيقی هايی که از راديو تلويزيون پخش می شود عقيده دارد که اين نوع موسيقی سطح سليقه مردم را کاهش می دهد. به وفور آهنگ های لس آنجلسی و تأثير آنها بر موسيقی سالهای اخير اشاره می کند و می گويد: «... الآن عده ای هستند که ادای آنها [ خوانندگان قبل از انقلاب ] را در می آورند و البته پختگی و تسلط آنها را ندارند و همان آهنگ های سابق پخش می شود. بارها و بارها ديدم همان آهنگ هايی را که خانم گوگوش و آقای ستار و آقای ويگن می خواندند الآن پخش می شود. من نمی خواهم بگويم آن آهنگ ها بد است اما اين که بعضی مدعی اند که آن نوع موسيقی مبتذل رفته و به جايش موسيقی خوب آمده درست نيست».

    محمدرضا شجريان که دقت و القاء حس شعر در آوازهای او معروف است، در فصلی از کتاب به دستگاه های موسيقی ايرانی و حالات مختلفی که اين دستگاهها ايجاد می کنند می پردازد و سپس درباره انتخاب شعر می گويد: « مرحله انتخاب شعر قسمت اعظم وقت مرا به خود اختصاص می دهد زيرا برای پيام و معنی شعر اهميت خاصی قايل هستم ... گاهی چندين ديوان اشعار را زير و رو کرده ام تا شعری مناسب که توصيف کننده اوضاع جامعه ام باشد بيابم. بعضی وقت ها هم شعر انتخابی ام را در حين اجرا و درک حال و هوای شنوندگان تغيير داده ام که وصف الحال آنها باشد».

    شجريان در اين کتاب از کنسرت هايش در ايران نيز می گويد و تعريف می کند که در آخرين کنسرتش که در سال 74 در نمايشگاه بين المللی تهران برگزار شد - يکی دو شب بيشتر نپاييد و به تعطيلی کشانده شد - چه اتفاق افتاد.


  4. محمدرضا شجريان
  5. در شب دوم دو نفر بطور نمايشی درگير می شوند و شب بعد نيروی انتظامی سعی می کند زن و مرد را از هم جدا کند. حتا همسر او را به سالن راه نمی دهند. در آن شب سفير فرانسه و ايتاليا هم دعوت داشته اند. شجريان به نيروهای انتظامی اعتراض می کند که خانواده ها نبايد از هم جدا باشند و در اعتراض به عملکرد آنها کنسرت را تعطيل می کند.

    او درباره سبک آواز و آموزش های خود می گويد که بيشترين درس ها را از بزرگانی مانند بنان، اقبال السلطان، تاج اصفهانی، قمر و عبدالله دوامی گرفته است اما به هر حال استخوان بندی کارش را شيوه طاهر زاده، ظلی، بنان – و تصنيف های قديمی که از عبدالله دوامی آموخته - تشکيل می دهد.

    وسعت صدای لازم برای اجرای آواز ايرانی بطور معمول پانزده نت متوالی است يعنی سه اوکتاو يا دو گام کامل. صدايی که پانزده نت را اجرا کند صدای ممتازی است. صدای شجريان نوزده نت را به راحتی اجرا می کند.

    او متولد 1319 مشهد است. از پنج شش سالگی آموختن موسيقی را آغاز کرده و بيش از پنجاه سال است که با آهنگ سر و کار دارد. در 12 سالگی در گردهمايی های زمان مصدق قرآن می خوانده و فعاليت هنری خود را از سال 1345 با برنامه « برگ سبز» راديو شروع کرده ( برگ سبز شماره 216 ) که استاد داوود پيرنيا مسئول آن بود.

    شجريان حدود 300 برنامه در راديو و تلويزيون اجرا کرده و حدود 150 کنسرت در داخل و خارج کشور داشته است. او به خوشنويسی، پرورش گل، ماهيگيری و شکار علاقه مند است و گاه با دوستانش به کوهستان های دور دست می رود تا ضمن آواز خواندن به شکار هم بپردازد. وی اکنون دست اندرکار تحقيق و نگارش در دستگاههای موسيقی اصيل ايرانی و گوشه های فراموش شده آن است.
 

+ نوشته شده توسط محمد در چهارشنبه بیست و چهارم اسفند 1384 و ساعت 17:16 |
چون تیشه مباش جمله زیخود متراش

                         چون رنده زکار خود بی بهره مباش 

 تعلیم بگیر ز اره در امر معاش

                  نیمی سوی خود میکشو نیمی می پاش

به امید روزی که همه به حق و حقوق خود قانع بوده و چشم طمع بسوی دیگران نداشته باشند.

یا حق 

+ نوشته شده توسط محمد در چهارشنبه هفدهم اسفند 1384 و ساعت 17:2 |

همانطور كه مي دانيد، اين راي گيري و ارسال ليست تا پايان روز شنبه بيستم اسفند هشتاد و چهار، ادامه دارد و امكان تغيير در اين ليست بسيار است.

تا امروز (چهارشنبه، هفدهم اسفند هشتاد و چهار)، اين نتايج به دست آمده است.

تعداد شركت كنندگان: 3750 نفر

تعداد شركت كنندگان از داخل ايران: 2412 نفر

تعداد فرم هاي باطل: 200 عدد

تا به امروز اين افراد و اين موارد بيشترين راي را آورده اند (افرادي كه درصد راي آنها بيشتر از ده درصد باشد در ليست آورده مي شوند):

يك. آهنگساز موسيقي سنتي: حسين عليزاده، مجيد درخشاني، داود آزاد

 

دو. آهنگساز موسيقي ملي: فرهاد فخرالديني، حسين دهلوي

 

سه. آهنگساز موسيقي تلفيقي: كيهان كلهر، كيوان ساكت

چهار. آهنگساز موسيقي فيلم: مجيد انتظامي، احمد پژمان، محمد رضا درويشي

 

پنج. آهنگساز موسيقي فولكلور: انتخاب نشده

 

شش. خواننده سال: محمد رضا شجريان، عليرضا افتخاري، شهرام ناظري، همايون شجريان

 

هفت. كتاب سال: بوسه هاي باران (حسين عليزاده)

 

هشت. پژوهشگر سال: محمد رضا درويشي

 

نه. كنسرت سال: گروه اساتيد، گروه دستان، گروه خورشيد

 

ده. كاست سال: لوليان، نقش خيال

 

يازده. گروه موسيقي سال: گروه اساتيد، گروه نهفت، گروه خورشيد، گروه دستان

 

اسامي بالا كارهايشان به صورت كاست، كتاب و يا كنسرت در سال هشتاد و چهار منتشر و يا اجرا شده است.

هفدهم اسفند هشتاد و چهار


+ نوشته شده توسط محمد در چهارشنبه هفدهم اسفند 1384 و ساعت 16:52 |

گستره امپراتوری ساسانی
دوره حکومت ساسانیان بالغ بر چهارصد سال بطول انجامید و این عصر را در میان اعصار تاریخ ایران پیش از اسلام، درخشانترین دوره موسیقی نام نهاده اند. در این دوره قدرت متمرکز به جای قدرتهای پراکنده در ایران حاکمیت یافت و با تمرکز قدرت و جذب تدریجی ارباب هنر به دربار، زمینه رشد، پیشرفت و پرورش هنرمندان، بویژه موسیقیدانان فراهم آمد.
بطوری که در تاریخ ایران آمده است این تنها نام مشاهیر هنری دوره ساسانی است که باقیمانده و از مشاهیر دوره های قبل، حتی نامی هم در بین نیست. تا جایی که عده ای به وجود نوابغ علوم و هنر در ایران تا پیش از این اعتقاد ندارند و ایرانیان قدیم را تنها افرادی که دارای استعداد نظامی و اقتصادی بودند، می شناسند.
با ظهور شخصیت هایی همچون مانی و مزدک، انواع ادبیات هنری (غیر شعری) و هنرهای ظریفه رشد پیدا کرده و طرفدارانی را به خود جلب کرد. در این میان می توان به نقاشی های مکتب مانی، کتابهایی نظیر کارنامه اردشیر بابکان، خداینامه (خواتای نامک) و دهها اثر دیگر که از آن دوره برجای مانده است اشاره کرد.
اردشیر بابکان طبقات مختلف موسیقیدانها را نیک می شناخت و برای هریک قانون مخصوصی وضع کرده بود. انوشیروان در رعایت قانون و حقوق هنرمندان سعی آشکار داشت و بهرام گور خود چکام سرایی چیره دست بود.
با تشویق و حمایت دربار ساسانی از موسیقیدانها، مردم نیز بتدریج علاقمند به موسیقی شدند، بطوریکه در این دوره موسیقیدانان از رفاه و احترام بسیاری برخوردار بودند. نام اولین موسیقیدان بزرگ ایرانی از قبیل باربد، نکیسا، بامشاد و رامتین نیز از همان زمان برای ما به یادگار مانده است. همچنین نام بسیاری از الحان سازنده موسیقی و سازهای آن زمان. 
اردشیر بابکان
رواج موسیقی در عصر ساسانی با نام اردشیر بابکان تداعی می شود. اردشیر بابکان طی سلطنت خود که کمتر از بیست سال بود (241-226 میلادی) ، ایران را به مدارج بالایی از نظم و اعتبار جهانی رساند.
تعیین نظام طبقاتی مردم و همچنین موسیقیدانها از ابتکارهای او بود. در این زمان خنیاگران و رامشگران که از دیرباز جزو طبقات متوسط و گاهی حتی پست جامعه بودند، به سطح درباریان ترقی داده شدند. او درباریان را به هفت طبقه تقسیم کرده بود که موسیقیدانان در طبقه پنجم محسوب می شدند.
آرتور کریستین سن مستشرق اروپایی که در باره تمدن ایران در عهدد ساسانی تحقیقات زیادی انجام داده است با تحسین و تعجب می نویسد :
"در زمان حکومت ساسانیان و اردشی، خنیاگران (نوازندگان و سازندگان) در ردیف مامورین عالیربته دولت بودند."
علامه عباس اقبال آشتیانی می نویسد :
"موسیقی در ایران قدیم، رونق بالنسبه کامل داشته است. اردشیر بابکان موسس سلسله ساسانی در موقعی که درباریان و اعیان حضرت خود را به طبقات ممتاز تقسیم می نمود، مطربان و مغنیان را طبقه مخصوصی قرار داد و در میان طبقات ایشان را مقامی متوسط اعطا فرمود."

شکار بهرام گور
مینیاتور از صحنه شکار بهرام گور
بهرام گور
بهرام گور پانزدهمین پادشاه ساسانی بود، او در نوجوانی با فرهنگ و ادب و هنر کشورهای دیگر آشنا شد و طبق رسم اشراف زادگان آن زمان، بعد از یادگیری علوم و فنون مختلف، موسیقی آموخت.
بهرام مردی جنگاور بود که بی اندازه به موسیقی علاقه داشت. بطوریکه بعد از نشستن به تخت پادشاهی اولین کاری که کرد رسیدگی به وضع موسیقیدانان و تامین رفاه آنها بود. او موسیقیدانها را از لحاظ مقام و رتبه بالاتر برد و گروهی از آنها را به طبقه اول برنشاند. جانشینان بهرام تا انوشیروان نیز این رسم را برپا داشتند.
علاقه بهرام گور به موسیقی به حدی بود که هنرمندان بزرگ را با مطربان برابر می نشاند و به دلخواه خود تعیین رتبه می کرد. تا جایی که اسباب ناخشنودی عده ای را فراهم می ساخت! او هرکس را که مایه خوشنودی خود می دید برتر می نشاند.
ابو منصور ثعالبی صاحب کتاب "غررالاخبار ملوک الفرس" آورده است که :
"بهرام گور چهارصد نوازنده را از هند به ایران خواند، و این هنرمندان را بر سایر طبقات مقدم شمرد. این هنرمندان به نام لولی یا سوری نامیده می شدند. آنان شوخ و ظریف بودند و در هر کوی و برزن، شهر و روستا برای مردم ساز می نواختند و می خواندند."
حمزه اصفهانی اضافه می کند : "اینان در ایران ماندند و زاد و ولد کردند که طایفه زط همین ها هستند."
از کتاب موسیقی در ایران از آغاز تا امروز - جلد اول ، غلامرضا جوادی
+ نوشته شده توسط محمد در یکشنبه هفتم اسفند 1384 و ساعت 18:44 |
 

شجريان، افتخاري و اصفهاني از جمله خواننده‌هايي هستند كه معاونت فرهنگي فدراسيون فوتبال و گروه تورهاي ورزشي تصميم دارند براي اجراي موسيقي در برنامه‌هاي فرهنگي شبهاي ايران در جام‌جهاني آلمان دعوت كنند. شجريان، افتخاري و اصفهاني از جمله خواننده‌هايي هستند كه معاونت فرهنگي فدراسيون فوتبال و گروه تورهاي ورزشي تصميم دارند براي اجراي موسيقي در برنامه‌هاي فرهنگي شبهاي ايران در جام‌جهاني آلمان دعوت كنند.

اكبر غمخوار، مدير گروه تورهاي ورزشي اين خبر را در كنفرانس خبري مربوط به اعزام علاقه‌مندان و مشوقان تيم‌ملي كشورمان در بازيهاي جام‌جهاني 2006 آلمان كه عصر امروز در هتل كوثر تهران برگزار شد اعلام كرد و گفت:«سازمان ميراث‌فرهنگي از سوي كميته راهبردي توريسم ورزشي به عنوان متولي برگزاري غرفه ‌ايران در جام‌جهاني آلمان معرفي شده است و اين سازمان با همكاري ساير اعضاي اين كميته از جمله گروه تورهاي ورزشي و سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي در نظر دارد براي شبهاي ايرانيان برنامه‌هاي فرهنگي از جمله اجراي كنسرت با حضور خوانندگاني صاحب‌نام برگزار كند.»

اين كنسرتها كه قرار است هر شب برگزار شود بخشي از فعاليتهاي فرهنگي ايران در جام‌جهاني آلمان است

منبع:میراث خبر

+ نوشته شده توسط محمد در دوشنبه سوم بهمن 1384 و ساعت 13:26 |

"محمد رضا شجريان" ، آواز خوان نامي ايران ، طي نشستي با خبرنگاران رسانه هاي جمعي

در محل خانه هنرمندان ، ضمن بيان اين مطلب گفت : پايان بردن اين پروژه به همكاري نهادهاي

 ملي و صنفي و آحاد مردم نياز دارد . اما مهم‌‏تر از همكاري اين طيف گسترده بزرگ ترين وظيفه

 بر عهده رسانه هاي خبري است كه مي توانند ، با معرفي صحيح اين پروژه ، مردم و سايرين را

 به همكاري دعوت كنند.
وي در ادامه افزود : همه بايد دست به دست هم دهيم و كاري كنيم كارستان تا مردم بم بتوانند

 ، به زندگي عادي خود باز گردند.
.
مشيري درباره ميزان پيشرفت اين پروژه اظهار داشت : ما در باغ هنر بم حدود 7800 متر زير بنا

داريم كه تاكنون اسكلت 3200 متر از آن به اتمام رسيده است.
پس از اظهارات مشيري ، "محمد رضا شجريان" در پاسخ به پرسش يكي از خبرنگاران مبني بر ا

ين كه تاكنون كدام‌‏يك از همراهان اصلي پروژه كمك هاي نقدي خود را واريز كرده است ، گفت :

بسياري از هنرمندان اعلام آمادگي كرده اند ، اما هنوز به قول هايي كه داده اند عمل نكرده اند .

 البته امكاناتي بايد براي اين عزيزان فراهم شود و به هر حال جيب ما هنرمندان خالي‌‏است و

همين كه اعلام آمادگي كرده اند ، خود موجب تقويت روحي ما مي شود.
وي در مورد برآورد هزينه هاي اين پروژه عظيم تصريح كرد : اين پروژه 4 ميليارد هزينه خواهد

داشت ، اما اگر طولاني شود ، به قيمت ها هم افزوده خواهد شد ، به خصوص كه رساندن لوازم

 و ابزار به بم هزينه هاي بسيار بالايي دارد.
شجريان درباره كمك هاي دولتي خاطر نشان كرد : دولت منتظر است كه ما تقاضاي كمك كنيم

 ، در حالي كه ما به صورت رسمي اعلام كرده ايم كه اگر دلشان مي‌‏خواهد ، كمك كنند


خالق آواز " دستان" درباره عدم تامين هزينه اين پروژه گفت : اگر بخواهند كمك كنند ، 4 ميليارد

 تومان چيزي نيست.
كاشي ، يكي از همراهان اين پروژه درباره كمك هاي خارجي به اين پروژه گفت : اولين نگراني

 افراد مقيم خارج از كشور ، به خصوص كساني كه مقيم آمريكا هستند ، نظارت نهادهايي

 مثل " اف بي آي " است . اگر كسي به اين امر علاقه‌‏مند باشد مي‌‏تواند ، از طريق روابط

خانوادگي اين كار را انجام بدهد كه حجم كمي را بر مي گيرد . اما دريافت مبالغ چشمگير احتياج

 به يك چتر قانوني دارد.
در حاشيه
*** "محمد رضا شجريان " ، ضمن تاكيد بر نقش بسيار موثر رسانه ها در پيشبرد اين پروژه ،

 از هر پرسش و پاسخي درباره كنسرت اخيرش سرباز زد و آن را به جلسه اي ديگر موكول كرد.
*** وي از تلاش‌‏هاي كانون نويسندگان در امر كمك رساني به مردم بم اظهار بي اطلاعي كرد.
*** شجريان از افتتاح سايت پروژه باغ هنر بم در آينده نزديك خبر داد.
*** وي در پاسخ يكي از خبرنگاران تلويزيون مبني بر اين كه چرا در تلويزيون به تبليغ و اطلاع

 رساني نمي پردازيد ، جواب مشخصي نداد . اما دكتر گودرزي مدير برنامه ريزي اين پروژه گفت :

 ما براي اطلاع رساني با هيچ رسانه اي محدوديت نداريم.

منبع : ايلنا
+ نوشته شده توسط محمد در سه شنبه بیست و هفتم دی 1384 و ساعت 12:43 |
 
  "جلال ذوالفنون" از اساتيد مشهور سه تار گفت: فضاي حاكم بر موسيقي كشور حالتي بيمار گونه دارد.
وي، شامگاه شنبه در جريان‌اجراي يك كنسرت موسيقي دراراك افزود: بخش قابل توجهي از موسيقي رايج در جامعه هيچگونه ارتباطي با فرهنگ موسيقايي ايران اسلامي ندارد.
ذوالفنون، با رد تقسيمات موسيقي سنتي و پاپ اضافه‌كرد: در جامعه تنها دو نوع موسيقي خوب و بد وجود دارد و ساير تقسيم‌بندي‌ها به اندازه اين تقسيم بندي اهميت ندارند.
وي تصريح كرد: مهمترين وظيفه موسيقيدانان ارائه آثاري است كه بر گرفته و بازتابنده فرهنگ چندين هزار ساله ايران باشد و احياي نغمه‌ها و سازهايي است كه به فراموشي سپرده شده‌اند.
ذوالفنون برقراري ارتباط ميان شنوندگان موسيقي با آفرييندگان اين گونه آثار را درارتقاء‌كيفيت آثار موثر دانست و گفت: مكتب ذوالفنون دراين راستا طرحي را تهيه و در اختيار علاقه‌مندان موسيقي قرار مي‌دهد تا از ديدگاههاي آنان براي سالم‌سازي و ايجاد تحول در ساخت آثار استفاده شود.
وي افزود: دوره‌اي كه مصرف‌كنندگان موسيقي مي‌پرسيدند چه كسي مي‌نوازد يا چه كسي مي‌خواند گذشته است حال مخاطبان موسيقي بايد بگويند خواننده چگونه مي‌خواند و نوازنده چگونه مي‌نوازد.
كنسرت موسيقي جلال ذوالفنون به‌مدت سه‌شب ازپنجشنبه تاشنبه شب درفرهنگسراي آيينه اراك برگزار شد.
 
 
+ نوشته شده توسط محمد در دوشنبه بیست و ششم دی 1384 و ساعت 13:2 |
بعد از آثارى كه آواى شيدا بعد از شروع فعاليت مجدد خود منتشر كرد، در همين سرى سى دى هاى اين شركت كه همگى از آثار محمدرضا لطفى هستند، وارد بازار شد.
قافله سالار يكى از آنها است كه شامل كنسرت موسيقيدان دور از وطن در سال ۱۳۶۴ در فلورانس ايتاليا است. لطفى كه آن سال ها در ايران زندگى مى كرد- اگرچه چند ماهى به ايتاليا سفر كرده بود- و در موسيقى براى خود قافله سالارى بود و هنوز هم هست و با اينكه فعاليتى در ايران ندارد، همچنان محبوب است. قافله سالار حالا دوباره منتشر شده است و مثل آثارى كه به تازگى آواى شيدا به بازار داده شامل شرحى از محمدرضا لطفى است. قافله سالار انگار شرحى است از دورى هاى اين نوازنده از وطن كه در تمام آنها غمى نهفته است: «بيا بيا دلدار من/ درآ درآ در كار من» يا «سمن بويان غبار غم چو بنشينند بنشانند/ پرى رويان قرار از دل چو بستيزند بستانند» قافله سالار تكنوازى تار و سه تار و همچنين آوازخوانى هاى لطفى را دربرمى گيرد كه تمام آن بر پايه بداهه است و در دو دستگاه راست پنجگاه و نوا اجرا شده است.
لطفى مى گويد: «با اينكه اجراى بداهه اين دو دستگاه كار بسيار دشوارى بود، اما با توجه به لزوم شناساندن اين دو دستگاه ريسك بداهه نوازى را پذيرفتم. در نتيجه قطعات تازه اى خلق شد كه امروزه در خاطره موسيقى اين مرز و بوم باقى مانده است.»
آواز لطفى براى كسانى كه فقط صداى ساز او را شنيده اند در اين اثر تجربه شنيدارى خوبى است.


منبع : شرق
+ نوشته شده توسط محمد در دوشنبه بیست و ششم دی 1384 و ساعت 12:45 |
الف – تعريف دستگاه:
موسيقي سنتي ايران از دستگاهها، ملحقات يا متعلقات و گوشه هاي موسيقي تشکيل شده است. دستگاه از دو واژي (دست)و (گاه)به معناي مکان، زمان و نغمه تشکيل شده و مانند لغت پهلوي ((دستان)) در موسيقي دوران ساساني، به نوعي موسيقي که با دست اجرا مي شود، اشاره مي کند.
دستگاه را به معناي وسيعتر مي توان به راژمان (System) تعبير کرد. چه از اين حيث نيز موسيقي ايراني به راژمان کامل يوناني شباهت دارد که در موسيقي قديم يونان شامل دستگاههاي دورين، فريژين، ليدين و ملحقات آنها مانند هيپودورين و هيپوفريژين و غيره بوده است.
يک دستگاه موسيقي از نظر قالب، قطعه اي کامل است و مانند سونات و سنفوني داراي قواعد و قسمتهاي مختلفي است که با ساز و آواز اجرا مي شود.در موسيقي غربي، معمولآ قطعاتي که به وسيله ساز يا ارکستر نواخته مي شود با موسيقي آوازي فرق دارد. اما در دستگاه موسيقي ايراني، آواز قسمت اصلي و مرکزي موسيقي است و قسمتهاي پيشين آواز(پيش درآمد و چهار مضراب) و قسمتهاي بعدي آواز(تصنيف و رنگ) در حقيقت به طور مقدمه يا خاتمه موسيقي، به آن بستگي دارد.
موسيقي سنتي ايران داراي هفت دستگاه و پنج آواز است که از متعلقات و ملحقات آن شمرده مي شود. از اين آوازها چهار آواز متعلق به دستگاه شور، ويک آواز متعلق به دستگاه همايون است.
ب – انواع دستگاهها
1- دستگاه شور: (شامل 15 گوشه)
آواز ابوعطا (شامل 9 گوشه)
آواز بيات ترک (شامل 12 گوشه)
آواز دشتي (شامل 9 گوشه)
آواز افشاري (شامل 9 گوشه)
2- دستگاه همايون (شامل 12 گوشه)
آواز اصفهان (شامل 11 گوشه)
3 – دستگاه سه گاه (شامل 10 گوشه)
4 – دستگاه چهار گاه (شامل 10 گوشه)
5 – دستگاه ماهور (شامل 20 گوشه)
6 – دستگاه راست پنجگاه (شامل 14 گوشه)
7 – دستگاه نوا (شامل 14 گوشه)
ج – پاره اي از ويژگيهاي دستگاهها
دستگاه شور را مادر آوازهاي موسيقي ايراني نام نهاده اند، و علت آن هم وجود ملوديهاي متنوع مناطق مختلف ايران در اين دستگاه مي باشد. آوازهاي ابوعطا يا دستان عرب، بيات ترک يا بيات زند، آواز دشتي يا چوپاني از ملحقات اين دستگاه مي باشند.
دستگاه همايون که آواز اصفهان را در بر مي گيرد، با دستگاه شور کاملآ متفاوت است.
دستگاههاي سه گاه و چهار گاه تا حدودي به يکديگر شباهت دارند، اما دستگاه ماهور دستگاهي کاملآ متفاوت است، و گام آن با گام بين المللي مطابقت دارد.
دستگاه راست پنجگاه، قديمي ترين دستگاه موسيقي ايراني محسوب مي شود که شباهت زيادي با دستگاه ماهور دارد.
بطوريکه برخي از بزرگان موسيقي، اين دو دستگاه را يکي مي دانسته اند، و آخرين دستگاه موسيقي دستگاه نواست که در بعضي قسمتها با دستگاه شور نزديک مي نمايد.
تعريف آواز
آواز مجموعه اي از نغمه هاست که با ريتم آزاد، و برخي اوقات با وزن آميخته با ميزان اجرا مي گردد. آوازها در اصل قسمتي از دستگاهها مي باشند.
تعريف گوشه
در هر دستگاه و آواز تعدادي گوشه با اسامي مختلف به کار مي رود. گوشه، جزء کوچکي از موسيقي است که به تنهايي استقلال ندارد، اما هر گوشه به آهنگ خاصّي خوانده و نواخته مي شود و نوازنده و خواننده روي اين گوشه ها بديهه نوازي و بديهه خواني مي کنند.
در ناريخ موسيقي ايران بيش از يک هزار کوشه متداول بوده است که امروزه فقط حدود يکصد و پنجاه گوشه در قالب هفت دستگاه و پنج آواز خوانده و نواخته مي شود، و مابقي آنها در رهگذر تاريخ به فراموشي سپرده شده اند.

+ نوشته شده توسط محمد در پنجشنبه بیست و دوم دی 1384 و ساعت 11:59 |
سبكهاي مختلفي در موسيقي وجود دارد مثل پاپ .راك .تكنو.جاز .لايت و ....  كه هر كدام بنا به حس و حال فرد در موقعيتهاي مختلف جالب است.

مثلا وقتي كه دلت گرفته دوست داري آهنگهاي غمگين گوش كني مثل آهنگهاي هايده .معين.سياوش قميشي و... يا وقتي شارژ هستي دوست داري آهنگهاي پاپ و تكنو گوش كني مثل آهنگهاي  ALIGATOR.GIGI AGOSTINO.آهنگهاي شاد معين و محمد اصفهاني و... يا آهنگهاي راك بيشتر چون با گيتار برقي هستند حالت خشني دارد مثل متاليكا و نيروانا

همه اين آهنگها در جاي خودشان زيبا هستند اما موسيقي سنتي چيز ديگري است و در همه حالات بالاو شادي و غم مصداق دارد و به انسان روحيه ميدهد .

اين به اين دليل ميتواند باشد كه موسيقي سنتي به ذات آدمي مخصوصا حال و هواي ما ايرانيها نزديك است و در هر شرايطي لذت بخش است.

براي مثال وقتي شما آهنگهاي بزرگان اين رشته مثل استاد شجريان .ناظري.افتخاري(البته آهنگهاي قديميش).سراج .بسطامي ونوازندگان و آهنگسازاني مثل استاد عليزاده.ذالفنون.مشكاتيان.كلهرو... را ميشنويد از ته دل لذت مي بريد و احساس ميكنيد كه يك موسيقي واقعي را شنيده ايد.

بهر حال سرتان را درد نمي آورم

اما موسيقي سنتي را عشق است

+ نوشته شده توسط محمد در یکشنبه هجدهم دی 1384 و ساعت 19:28 |
در تهران متولد شد. پدرش ميرزا عبداله فراهاني نوازنده تار و سه تار و رديف دان بزرگ موسيقي ايران بود. عبادي سه تار مي نواخت و رديف موسيقي ايران و همچنين بسياري از تصنيف هاي قديمي را مي دانست. عبادي شيوه اي در سه تار نوازي بوجود آورد كه طرفداران بسيار زيادي دارد. همچنين شاگردان بسياري تربيت كرد. از جمله كارهايي كه عبادي براي ساز سه تار انجام داده، ابداع كوك هاي مختلف براي سه تار است. او در راديو نيز فعاليت مي كرد و صفحه ها و كاستهاي بسياري ضبط كرد كه همه آنها آثار با ارزش موسيقي ايران هستند

+ نوشته شده توسط محمد در شنبه هفدهم دی 1384 و ساعت 13:48 |

در تهران متولد شد. پس از پايان تحصيلات در هنرستان موسيقي به دانشگاه موسيقي راه يافت و از اساتيد برجسته موسيقي آن زمان بهره برد و در دو رشته نوازندگي و آهنگسازي فارغ التحصيل شد. همزمان با تحصيل در دانشگاه نزد اساتيد موسيقي ايران به آموزش موسيقي مشغول بود. اساتيدش هوشنگ ظريف، علي اكبر شهنازي، احمد عبادي، نورعلي برومند، محمود كريمي، عبد اله دوامي، يوسف فروتن و سعيد هرمزي بودند. در اين زمان در اركستر ملي ايران به رهبري حسين دهلوي به عنوان نوازنده تار عضويت داشت. اجراي كنسرت در ايران و خارج از ايران، عضويت در راديو، همكاري با كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان، اجراي تكنوازي هاي بسيار و... همگي از فعاليت هاي اين دوره عليزاده بودند. گروه عارف را با همياري تعدادي از هم دانشگاهيان و موسيقي دانان جوان آن زمان راه اندازي كرد و با همكاري با گروه شيدا در بازآفريني و بازخواني آثار موسيقي ايران كارهاي بسياري انجام دادند. با راه اندازي گروه چاووش، آثار تاريخي موسيقي كشورمان اجرا شد كه در ساخت و اجراي اين آثار عليزاده سهم عمده اي داشت. سرپرستي و آهنگسازي چاووش در تعدادي از اين كارها بر عهده عليزاده بود. پس از انقلاب به منظور تحصيل و تدريس به آلمان رفت و به عنوان تز دوره آهنگسازي قطعه عصيان را ساخت. با برگشت به ايران در سال شصت و هفت به اجراي شورانگيز و تركمن پرداخت كه دريچه اي جديد به روي موسيقي ايران گشود. تكنوازي ها و همنوازي هاي وي با ارشد تهماسبي، اجراهاي بسيار در ايران و خارج از ايران، ضبط آثار، اجراي رديف ميرزاعبداله فراهاني، تدوين كتاب هاي ده قطعه براي تار كه آثارش را ارائه كرده، كتاب هاي آموزشي، كاست هاي آموزشي، تدريس تار و سه تار، كار بر روي مقام ابداعيش و اجراي كنسرت هاي داد و بيداد و ...، ساخت موسيقي فيلم كه جملگي برنده جوايزي شدند، همگي عليزاده را به عنوان پركارترين و همچنين موسيقي دان پيشرو در موسيقي ايران مطرح كرده است. كارهاي فعلي وي، اجراي كنسرت در كشورهاي مختلف به همراه محمد رضا شجريان و كيهان كلهر است.


+ نوشته شده توسط محمد در شنبه هفدهم دی 1384 و ساعت 13:47 |
با سلام

از کسانی که در زمینه موسیقی سنتی و مخصوصا سه تار نظر یا مطالبی دارند

خواهش میکنم مرا در تکمیل کردن این وبلاگ یاری نمایند

با تشکر

+ نوشته شده توسط محمد در سه شنبه سیزدهم دی 1384 و ساعت 15:24 |

قبل از بررسي خلاصه وار تاريخ موسيقي ايران بايد به چند نكته توجه كرد: اول آنكه ايران باستان كشوري پهناور بوده كه حدودا شامل ۳٠ كشور امروزي بوده است و به طبع داراي اقوام، مذاهب و فرهنگهاي گوناگوني بوده اند. پس ما نبايد منتظر فرهنگي يك پارچه باشيم زيرا اين اقوام در كنار هم و به كمك دستاوردهاي يكديگر به پيشرفت و تكامل رسيده اند، نه هر كدام به تنهايي. پس همه دستاوردهاي اين خطه بزرگ را هر كدام از اين اقوام مي توانند از آن خودبدانند. در دوره بعد از فتح ايران بدست اعراب و مسلمان شدن ايرانيان چون اعراب داراي فرهنگي غالب نبودند، از لحاظ فرهنگي مغلوب ايرانيان شدند و فرهنگ برتر ايرانيان را پذيرفتند و در راستاي شكوفايي آن باديگر اقوام كه مغلوب اعراب مسلمان شده بودند كوشيدند و از اين فرهنگ ايراني فرهنگ اسلامي را به وجود آوردند كه پايه واساس آن همان فرهنگ ايران باستان بود.

در سده هاي اول فرهنگ اسلامي يعني تاحدود دوران خلافت عباسيان يك فرهنگ واحد در سراسر اين سرزمينهاي اسلامي وجود داشت و از آن زمان به بعد بود كه سرزمينهاي اشغالي مستقل شدند و هر كدام باتوجه به ريشه فرهنگي يكسان رنگ و بوي منطقه و قوميت خود را به اين فرهنگ مادر بخشيدند و بخاطر همين امر است كه وجوه مشترك فرهنگي هنري زيادي دز ميان كشورهاي مسلمان وجود دارد كه اغلب مستشرقين به اشتباه اين وجوه مشترك را اخذ شده از فرهنگ عرب مي دانند كه اين امر نيز حاصل سطحي نگري به تاريخ و فرهنگ اين سرزمينها است.

تاريخ موسيقي ايران زمين را مي توان به دو بخش اصلي تقسيم كرد، آن دو بخش عبارتند از :

الف: دوران پيش از اسلام 

ب:  دوران بعد از سلام

در بررسي دوره پيش از اسلام منابع معتبر ما كه همان حجاري ها و مجسمه ها و نقوش روي ظروف بدست آمده مي باشد كه از ١٥٠٠ قبل از ميلاد مسيح آغاز مي شود. از مجسمه هاي بدست آمده در حيطه قلمرو ايران باستان كه در شوش بدست آمده، سازي شبيه تنبور امروزي مشاهده مي شود كه نمايانگر يك ساز ملوديك در آن زمانها است. درحجاريهاي طاق بستان  گروه نوازندگان چنگ نواز و سازهاي بادي نيز مشاهده مي شود. بيشتر اطلاعات ما از دوران پيش از اسلام ايران زمين محدود به كتب تاريخي و اشعار سده هاي اول دوران اسلامي است. در هر حال ما اطلاعي از موسيقي كاربردي و نحوه اجراي دقيق موسيقي در آن دوران نداريم. اما در دوره بعد ازفتح ايران توسط اعراب تا آخر دوره خلفاي راشدين كه در سده اول حكومت اسلامي حكمراني مي كرده اند (از سال يازده تا چهل و يك هجري قمري) انواع موسيقي ممنوع بود. با به روي كار آمدن بني اميه حدودا موسيقي آزادي بيشتري پيدا كرد و از اين دوران تا دوران خلفاي عباسي دوره اوج شكوفايي موسيقي نظري و عملي ايران و اسلام است كه در اين دوران كساني چون فارابي، ابن سينا، خواجه نصيرالدين طوسي، ابن زيله، صفي الدين ارموي، عبدالقادر مراغي، و افراد بيشمار ديگري در موسيقي عملي و نظري ظهور كردن كه كتب و رساله هاي آنها در موسيقي موجود است. در هر حال با ظهور تشيع در ايران و به روي كار آمدن شاهان صفوي موسيقي در ايران رنگ و بوي ديگري به خود گرفت و از موسيقي كه در دوران اسلامي كاربرد داشت جدا شد و رنگ ايراني اين موسيقي بيشتر شد تا در دوره قاجاريه اين روند به اوج كمال خود رسيد و سيستم ديگري كه بنام دستگاه در دوره صفويه ظهور كرده بود، كامل شد و توسط نوارندگان چيره دست آن زمان به صورت شفاهي به شاگردان سازهايي از قبيل تار، سه تار، كمانچه، ني و سنتور انتقال پيدا كرد و در همين دوران قاجاريه بود كه خط نت امروزي به ايران راه يافت و سنت شفاهي اساتيد موسيقي ايران كه بنام رديف است به خط نت در آمد

+ نوشته شده توسط محمد در یکشنبه یازدهم دی 1384 و ساعت 16:39 |
سه تار:
شکل ظاهری آن مانند تار است، با این تفاوت که شکم آن یک قسمتی، گلابی شکل و کوچکتر است، سطح رویی کاسه سه تار نیز چوبی است، سه تار امروزی چهار سیم است. خرک سه تار
کوچکتر از خرک تار بوده، و دسته آن نیز از دسته تار نازکتر است، سه تار
فاقد جعبه گوشی است و گوشی های چهارگانه آن دو عدد در سطح جلویی انتهای دسته(سرساز) و دوتای دیگر در سطح جانبی چپ ( در هنگام نواختن در سطح بالایی) کار گذاشته شده اند.
تعداد دستان های سه تار در زمان حاضر مانند تار 28 است.
سه تار با ناخن انگشت اشاره ( و گاه توام با ناخن انگشت وسطای)دست راست نواخته می شود. به عبارت دیگر مضراب سه تار در واقع ناخن انگشتان نوازنده است و به همین دلیل و به علل اکوستیکی دیگر، صدای این ساز ضعیف بوده برای تکنوازی در جلوی جمعیت یا همنوازی در ارکستر مناسب نیست.
چنین به نظر می رسد که سه تار در قدیم، سازی محلی بوده و آن زمان سه سیم داشته است ( کلمه سه تار دلالت بر همین نکته می کند) ولی بعدها شهری شده و سیمی بر آن افزوده اند.
به روایت از ابوالحسن صبا نقل می کنند که سیم چهارم سه تار را درویشی سه تار
نواز به نام مشتاق علیشاه به آن ساز افزوده است و نوازندگان قدیمی این سیم را به نام مشتاق می شناسند.
سه تار به دلیل نقص ساختاری که در گذشته داشت و به دلیل صدای کم آن، کمتر مورد توجه بود. ولی با سالها تجربه نوازندگی سه تار ساخت آن نیز تکامل یافته و نوای گرم، صمیمی و نافذ آن توجه بسیاری از اهل ذوق را به خود جلب کرده است.
سه تار در حال حاضر دارای 4 سیم است. سیم اول سفید است و حاد نامیده مي شود، موسوم به سیم دو و جنس آن از فولاد است.سیم دوم زرد و به نام سیم سل است،سیم سوم موسوم به سیم زیر که با سیم سفید بسته می شود. سیم چهارم زرد و زنگ یا مشتاق نامیده می شود و جنس آن از فولاد است.
این سیم را میرزا محمد تربتی خراسانی ملقب به مشتاق علی اضافه کرده است و به همین دلیل این سیم را مشتاق مي نامند.سیم چهارم مانند سیم دوم زرد ولی اندکی ضخیم تر است.
معمولا برای کوک سه تار، سیم اول دو، سیم دوم سل و سیم سوم دو، کوک مي شود.
روی کاسه صوتی سه تار از چوب پوشيده شده است و برای انعکاس صوت سوراخ هایی روی آن به وجود مي آورند.
یکی از سازندگان مشهور سه تار آقای جواد چای چی اصفهانی است، به نظر اين هنرمند گرامی طول کاسه سه تار از 26 تا30 سانتی متر، عرض کاسه به تناسب بین 12 تا 16 سانتی متر مکعب، و طول دسته 40 تا 48 سانتی متر و قسمتی که گوشی ها در آن تعبیه مي شوند 12 سانتی متر و عرض دسته 3 سانتی متر است.
صدای سه تار پس از تحقیق و تفحس و کوشش آقای احمد عبادی و افزایش فاصله سیم های روی صغحه کاسه صوتی به صدای دل انگیزی تبدیل شده است که با گذشته قابل قیاس نیست.


+ نوشته شده توسط محمد در یکشنبه یازدهم دی 1384 و ساعت 16:38 |